تبليغاتX
دایره
عید آمد و رفت و چند روز و ساعتی مانده به سال نو تکرار مکرارت نکردم و ننوشتم . آه چقدر از نوشتن دور شدم . نوشتن رو دوست دارم و فاصله به این زیادی با نوشتن را دوست ندارم .

تنی به آب زدم  و نشستم جلوی کامپیوتر . دوست دارم این همه که ننوشتم را تلافی کنم و با نوشتن خودم را خفه کنم . دوست دارم تنها باشم ، تنهای تنها .........

گم شم بین خطوط ، روی کاغذ سفید و سیاهی قلم . بنویسم و بنویسم و بنویسم .... یه قصه مینوشتم بین من و تو و یه عشقی که هیج جا نبود ..... نه تو شیرین بودی و نه من فرهاد .... من و تو و بودیم و من و تو و من و تو ...

میدونم که هیچ وقت خسته نمیشدم اما نمیدونم تو میموندی کنارم یا نه !

اما تنهایی .....

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 3:41  توسط آرلن گالوسیان  |