تبليغاتX
دایره

باراک اوباما در اوج محبوبیت فراوان پیروز انتخابات امریکا شد . دیده های من و شنیده هایم اینه که باراک اوباما بسیار محبوب شده . اوباما در میان جوانان امریکا خیلی جا باز کرده . حتی در میان دبیرستانی هایی که به نظر من به هیچ عنوان سر از مسائل سیاسی و اجتماعی در نمی آورند به طور عجیبی محبوب شده . او را حالا تمام مردم امریکا دوست دارند . به نظر مردم امریکا و صد البته اونهایی که به اوباما رای دادند ، او میتونه اصلاحات فراوانی را خصوصا در موضوع بحران مالی ترتیب بده .

http://bostonist.com/attachments/sloan/obama.jpg

اوباما شاید آینه تمام قد دموکراسی امریکا برای دنیا باشه که صد البته به نظر من فردیست که از طرف خود سیستم به دنیای سیاست معرفی شده اما به هر حال به اون به عنوان یک فردی که رنگین پوست و مسلمان زاده است نگاه نشده . او را به اسم یک مسلمان زاده و یا یک رنگین پوست از بدنه سیاسی جامعه ترد نکردند . او به عنوان یک فردی که متولد کشور امریکا هست از تمام اختیارات و آزادیهای اجتماعی و سیاسی بر خورداره ، این همون موردی که من آن را میپسندم و افسوس که در کشور ما فقط یه مسلمان شیعه هست که آدم به شمار میاد و ایرانیان بهایی و زرتشتی و آشوری و ارمنی و سنی جزو افراد یا میشود گفت جزو اجناس مازاد به حساب می آیند و ایران باستان در حال حاضر فقط ایران اسلامی است ! من نمیدونم کی گفته که یک یهودی ایرانی ناتوان تر از علی کردان میتونه باشه ؟ یا یه ایرانی زرتشتی نمیتونه جایه احمدی نژاد بشه رئیس جمهور یا یه ارمنی نمیتونه بشه وزیر اطلاعات یا یه بهایی نمیتونه بشه وزیر بهداشت و یه ایرانی سنی توان ریاست مجلس را نداره و یا یک آشوری نمیتونه بشه وزیر دادگستری !

 

http://evilvince.com/wp-content/uploads/2008/11/barack_obama_change_fairey.jpg

خلاصه این که اوباما شد مرد اول قدرتمندترین کشور جهان ، خیلی ها به او چشم بستن و امید دارند که او بتونه تمامی اصلاحات را انجام بده ، جالب اینه که اکثر مردم مهاجر امریکا طرفدار اوباما هستند . در ضمن سفید پوستها یا همون(( وایتها)) که این جا به این اسم معروف هستند بدون کمترین نگاه نژاد پرستانه ایی اوباما را دوست داشتند ، البته بودند و هستند بسیاری دیگر از همین امریکایها که او را به خاطر رنگ پوست دوست نداشته باشند اما اون دوستان بازی را باختند . من هم دوست داشتم اوباما انتخاب بشه که شد و فریاد میلیونها رنگین پوستی باشه که تا همین حالا اونها را به خاطر رنگ پوست دوست ندارند و یا به خاطر رنگ پوست به اونها بدترین نسبتها را میدهند که من به شدت از اون آدمها متنفرم و حالم به هم میخوره . راستی چقدر بدم میاد بگم رنگین پوست یا این که بگم سیاه پوست و یا سفید پوست و یا از روی مذهب در مورد کسی بخواهم تصمیم بگیرم از این تفکرات بیزارم و نفرت دارم . به امید آزادی و برابری تمام مردم جهان !

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 10:28  توسط آرلن گالوسیان  | 

نمیدونم بنویسم یا نه ؟ اصلآ چه فرقی میکنه ؟ خیلی در این مورد فکر کردم که بنویسم یا نه ؟ اصلآ چاپ میشه یا نه اما وجدانم میگه بنویس تا سبک شی !اما سبک شدن با این جور نوشتن آخه اصلآ جور در نمیاد . میترسم باز هم متهم بشوم که بیشتر به ارامنه می پردازم تا به بقیه موارد اما کیه که ندونه عاشق ایرنم چه با ارامنه و چه بی ارامنه و این که در دو هویت تقسیم شدم باکی نیست و تازه خوشحالم . چه کنم که نمی خواهم در این متن با افشین قطبی تانگو برقصم و تا آخر آهنگ آرام ذهنم از افشین تعریف کنم و سفیدی این ورق را با یه عالمه محبتهای مادرانه نثار قطبی کنم و این کار هر روز ادامه بدم .

یا نه قرار نیست از ریشهای جور واجور فوتبالیستهایمان بگم و گله ایی کنم و چهار تا متلک هم نثار فلان بازیکن کنم . یا این که به دی کارمو گیر بدم که چرا اصلآ گل نمیزنه و دائم گیر بدم که این بابا از کجا اومده . نمی خوام اصلآ به کریمی گیر بدم و یقه این بنده خدا را ول نکنم که ای آقا چرا نمیری تیم ملی ، که ای جانم فدایت این به دور از ناسیونالیسم و عشق به وطنه ! این بار مصاحبه ایی هم ندارم تا برای  روزنامه یا سایتی ایمیل کنم تا اونو چاپ کنن .

می خوام این دفعه یه مقداری گله کنم از همه که بی خیال نشستن و حتی چهار خط هم که شده از روی روزمرگی هم که شده در مورد منحل شدن آراران تهران مقاله یا گزارشی نمی نویسند . انگار منحل شدن این تیم بازیکن ساز به اندازه یه اخم افشین امپراطور هم ارزش خبری نداره (( که مطمئنم نداره )) . شاید باور کردنش هم مشکل باشه یا شاید هم خبرش به خاطر تراکم اخبار کاذب و حاشیه ایی بدون بار فنی فوتبال آنقدر هست که توان پرداختن  را از روزنامه نگاران گرفته . شاید ریش و سبیل فوتبالیستها مهمتر از حیات تیم بازیکن ساز و قطب سوم و یا چهارم فوتبال تهران در دهه ۷۰ باشه!!

http://i4.tinypic.com/102s7tl.jpg

باشگاه آرارات تهران منحل شد . خبری که جز یک روزنامه ورزشی که در حد چند خط به آن پرداخت  و دیگر هیچ ! شایدمی توان به جرات گفت قدرتمند ترین تیم اقلیتهای مذهبی در تاریخ فوتبال کشورمان چه زمانی که در باشگاهای تهران حضور داشت و چه در لیگ آزادگان با بقیه تیمها رقابت میکرد همین آرارات تهران بود که از دل این تیم دو یا سه تیم قدرتمند در طی سالیان دراز به فوتبال کشور معرفی شدند . شاید بتوان بی توجهی مسولین فوتبال کشور را یکی از عوامل این انحلال دانست که صد البته خبرهای رسیده نشان دهنده این است که در این چند سال اخیر باند مافیایی وحشتناکی بر این تیم حکم فرمایی میکرد که موجب چند گانگی بین بازیکنان این تیم شده بود و از طرفی این تیم دیگر از طرف سازمان خاصی حمایت نمیشد . حتی طرفداران متمول این تیم دور این تیم را خالی کرده بودند . تیمی که زمانی آندرانیم اسکندریان ، کارو حق وردیان ، ادموند اختر ، مارکار آقاجانیان ، ادموند بزیک ، سرژیک و آندو تیموریانها ، سروژ ابراهیمی ،فرد ملکیان ، سامسون پطروسیان ، ورژ سرکیسیان ، سرژیک غازاریان ، سبو شهبازیان ، ویگن زینلی ، و تعداد زیادی دیگر از استعدادهای ارامنه را به فوتبال کشور معرفی کرد در بد ترین شرایط تیم داری منحل شد و شاید راهی هر چند سخت را برای پیشرفت استعدادهای بقیه ارامنه را از بین برد . این تیم در حالی در بد ترین شرایط مالی قرار داشت که اگر مقداری مسولین به این تیم ریشه دار و با سابقه کمک میکردند این اتفاق رخ نمیداد . تیمی که زمانی خصوصآ در دهه۷۰ و در لیگ آزادگان برای خودش تیمی بود و حتی برای دو تیم پر طرفدار تهرانی قد علم میکرد و سابقه شکست دادن هر دو تیم را هم در کارنامه خودش داشت .

اما در همین حال نباید سرمایه داران ارامنه و خصوصآ کلیسای وانک اصفهان را بی تقصیر دانست که اگر به اندازه سر سوزن وانک اصفهان با سرمایه میلیاردی خودش به این تیم کمک میکرد میتوانست از رخ دادن این فاجعه کمک کند .

 تکلمه : ببخشید که در متن بالا به علی دایی حمله نکردم و از علی کریمی ایراد نگرفتم و یا از بانوی کره ایی افشین قطبی نگفتم ، آقای قطبی شرمنده که تانگویی را با شما نرقصیدم و همچون خیلیها از شما تعریف نکردم . فقط خواستم بگوییم آرارات تهران منحل شد آقایان ! 

عکس از وبلاگ ارامنه ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 10:46  توسط آرلن گالوسیان  |