تبليغاتX
دایره


او هميشه چيزي در آستين دارد كه مي‌تواند غافلگيري را به ارمغان بياورد. پسر پر سرو صداي فوتبال ايران اگرچه حالا ديگر در قامت يك سرمربي روي نيمكت استقلال اهواز نمي‌نشيند ولي بايد منتظر اتفاقات ريز و درشتي با محوريت او باشيم. فراموش نكنيم نام او خداداد عزيزي است و اتفاق، جزيي از زندگي فوتبالي‌اش را تشكيل مي‌دهد



آقای عزیزی چه شد که همکاری شما با استقلال اهواز اینقدر زود به پایان رسید؟

ما این تیم را سال گذشته با خون دل نگاه داشتیم و امسال هم ترس این را داشتیم که به سرنوشت سال قبل دچار نشویم که این استعفای من با همین طرز تفکر انجام گرفت تا به تیم شوک وارد کنیم. من فکر می‌کنم این شوک مثل شوک سال قبل بود که با حضور من در این تیم جواب داد و الان هم امیدوارم این شوک جدید تیم را راه بیاندازد و بچه ها را تکانی بدهد. من واقعا هر چه بلد بودم به این بچه‌ها انتقال دادم ولی انگار آنها بر‌عکس انجام مي‌دادند و یا محو بازی مي‌شدند. واقعا نمی‌دانم.


شما با زحمت فراوان این تیم را از سقوط نجات دادید و امسال به این سرعت استعفا دادید. فکر نمی‌کنید مقداری احساسی عمل کرده باشید؟

ببینید همانطور که گفتم بچه‌ها به حرفهایم دیگر گوش نمی‌کردند به همین خاطر فکر کردم مربی جدید بتواند شوکی به تیم وارد کند. من مي‌توانستم در آن تیم بمانم و تمام پولم را بگیرم. از لحاظ مالی ماندن در استقلال اهواز به نفعم بود اما من به خاطر تیم و شرایطش ترجیح به استعفا دادم.


آیا این جدایی مسالمت‌آمیز بود یا خیر؟

بله صد‌ درصد. شک نکنید.


برای خد اداد عزیزی آینده را چطور می‌بینید؟

دنیای فوتبال همین است. من زمانی که قرارداد می‌بستم به بچه هایم و مسوولان تیم گفتم که با یک چمدان آمده‌ام و با همان چمدان هم خواهم رفت . من زمانی که در آن شرایط سخت تیم را گرفتم، گفتم زمانی که قرارداد مربی‌گری با یک تیم می‌بندید از همان ثانیه اول شمارش معکوس برای رفتنت شروع می‌شود. من زمان که حس بکنم توان کمک به تیم را ندارم خواهم رفت . من آدم آویزانی به اصطلاح عام نیستم.




یکی از انتقادات به شما در مورد رک بودنتان است. فکر نمي‌کنید این انتقادات، کار را برای شما سخت‌تر می‌کند؟

من به بازیکنانی که از خارج آمدند و با من کارکردند هم این موضوع را یادآوری می‌کنم که انتظار هر اتفاقی را داشته باشید و فکر نکنید که در فوتبال ما همه مسائل مثل فوتبال روز دنیا روی روال هست و به صورت نرمال انجام میگیرد. من به اشپیتم آرفی/ دنی اولروم/ آتسو و پترویچ گفتم که انتظار فوتبال اروپا را از ایران نداشته باشند چون باید انتظار هر اتفاقی را در ایران داشته باشید. از صحبت‌های من بسیاری ناراحت می‌شوند . در موضوع دلالی خیلی‌ها از دست من دلگیر شدند. در بحث داوری که یک نیمچه معضل هست و فقط من در این مورد انتقاد نکردم و همه به این موضوع ایراد گرفتند ، بسیاری از من دلگیر شدند . ولی موضوع داوری تبدیل به مصیبت شده است. البته تعدادی هستند که یک مقدار محافظه‌کار‌تر و سیاست‌مدار‌ترند . ابتدا چیزی نمی‌گویند ولی وقتی از این موضوع ضربه دیدند شروع می‌کنند به اعتراض. من هر چیزی را که ببینم به زبان می‌آورم و آدم سیاست‌مداری نیستم.


آقای عزیزی شرایطی را که شما از تیم استقلال اهواز در مورد بازیکنان گفتید در مورد قلیان کشیدن و شب زنده داری و دیگر مسائل را چقدر تاثیر‌گذار مي‌دانید؟

در یکی از اردوها و شب قبل از بازی مدیرعامل از من خواست که در مورد بوی قلیان و قلیان کشیدن بازیکنان فکری بکنم. اما من که دیگر نمی‌توانم برای قلیان کشیدن بازیکن فکری بکنم. اگر بحث بر سر مثلا خط دفاعی باشد یا خط هافبک بله وظیفه من هست. اما در مورد قلیان کشیدن دیگر کاری از دست من ساخته نیست.


کار کردن در خوزستان را چطور دیدید؟ آیا کار در خوزستان نسبت به جاهای دیگر سخت‌تر نیست ؟

در خوزستان همه صاحب‌نظرند و همه دوست دارند تا نظرشان به نوعی اعمال گردد. به همین دلیل کار درخوزستان برای بسیاری سخت است و من خودم این را به شخصه تجربه کردم و فکر می‌‌کنم با توجه به این که همه صاحب‌نظر هستند حالا در مورد ارنج تیم - تعویض‌ها - سیستم بازی - در تمرین در مسابقه بیرون از زمین داخل زمین و یا در تمرین، اگر این نظرات را گوش کنید که حکم چوب لباسی را دارید و اگر هم این نظرات را انجام ندهید که شعارها شروع مي‌شود. البته راه دومی هم هست. باید آنقدر خوب نتیجه بگیرید تا کسی از شما انتقاد نکند و گر نه با آن دو مورد روبرو خواهید شد.


رفتن شما از استقلال اهواز و استعفای شما ربطی به نتایج بد ابومسلم که نداشته ؟

(خنده) نه. از دست شما روزنامه‌نگارها. شما هم مثل روزنامه‌نگارهای داخل ایران حدس زدید و حساب کردید .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 4:21  توسط آرلن گالوسیان  | 

عید آمد و رفت و چند روز و ساعتی مانده به سال نو تکرار مکرارت نکردم و ننوشتم . آه چقدر از نوشتن دور شدم . نوشتن رو دوست دارم و فاصله به این زیادی با نوشتن را دوست ندارم .

تنی به آب زدم  و نشستم جلوی کامپیوتر . دوست دارم این همه که ننوشتم را تلافی کنم و با نوشتن خودم را خفه کنم . دوست دارم تنها باشم ، تنهای تنها .........

گم شم بین خطوط ، روی کاغذ سفید و سیاهی قلم . بنویسم و بنویسم و بنویسم .... یه قصه مینوشتم بین من و تو و یه عشقی که هیج جا نبود ..... نه تو شیرین بودی و نه من فرهاد .... من و تو و بودیم و من و تو و من و تو ...

میدونم که هیچ وقت خسته نمیشدم اما نمیدونم تو میموندی کنارم یا نه !

اما تنهایی .....

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 3:41  توسط آرلن گالوسیان  |